الشيخ رسول جعفريان

448

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

أ و ليس فى النّاس علوىّ الّا و يظنّ انّ النّاس له عبيد فكيف اخرج رجلا يريد أن يجعلنى عبدا . آيا چنين نيست كه علويان مردم را بردهء خود مىدانند ، در اين صورت چگونه من مردى از آنها را بر جنگ عليه تو علم كنم كه خود مرا در صورت پيروزى بردهء خود خواهد كرد . ؟ هارون از اين سخن خشنود شده و او را خلعت علما پوشانيد . « 1 » ممكن است شافعى از روى تقيه چنين مطلبى را اظهار كرده باشد ، اما به هر روى چنين به دست مىآيد كه روزگارى اين شايعه در جامعه رواج داشته كه كسى جز عباسيان نمىتوانستند آن را ساخته و پرداخته باشند . شاهد ديگر ، روايتى است كه بسيارى از مصادر آن را نقل كرده‌اند . مرحوم كلينى آورده كه محمّد بن زيد طبرى گفت : من بالاى سر امام رضا عليه السّلام ايستاده بودم در حالى كه گروهى از بنى هاشم نيز در كنار او بودند . از جملهء آنها اسحاق بن حسين عباسى بود كه امام رو به او كرده و فرمود : يا اسحاق ! بلغنى انّ النّاس يقولون انّا نزعم انّ النّاس عبيد لنا ؛ لا ، و قرابتى من رسول الله صلّى اللّه عليه و آله ما قلته و لا سمعته من آبائى قاله و لا بلغني عن احد من آبائي قاله و لكنّى اقول : النّاس عبيد لنا فى الطّاعة موال لنا فى الدّين فليبلّغ الشّاهد الغائب . « 2 » اى اسحاق ! به من خبر رسيده كه مردم مىگويند : ما آنها را بردگان خود مىپنداريم ، نه ، قسم به قرابتى كه با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دارم ، نه من خود چيزى گفته‌ام و نه از يكى از اجدادم شنيده‌ام كه چنين بگويد و نه از يكى از پدرانم به من چنين روايتى رسيده ولى من مىگويم : مردم در اين كه اطاعت ما بر آنها واجب است فرمانبردار ما و از نظر دينى مواليان و دوستان ما هستند . اين مطلب را حاضران به غايبان برسانند . در روايت ديگرى از ابو صلت آمده كه به امام عرض كردم : مردم چيزهايى از شما نقل مىكنند . امام فرمود : چه چيزى از ما نقل مىكنند ؟ گفتم : مىگويند : شما ادعا داريد كه مردم بردگان شما هستند ، امام فرمود :

--> ( 1 ) . الفتوح ، ج 8 ، ص 249 - 248 ( 2 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 187 ؛ الامالى ، طوسى ، ج 1 ، ص 21 ؛ الامالى مفيد ، ص 156 ؛ مسند الامام الرضا ، ج 1 ، ص 96